سایت جـامع آستـان وصـال شامل بـخش های شعر , روایت تـاریخی , آمـوزش مداحی , کتـاب , شعـر و مقـتل , آمـوزش قرآن شهید و شهادت , نرم افزارهای مذهبی , رسانه صوتی و تصویری , احادیث , منویـات بزرگان...

مدح و مرثیۀ حضرت زین العابدین ( امام سجاد) علیه‌السلام

شاعر : غلامرضا سازگار
نوع شعر : مرثیه
وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن
قالب شعر : غزل

ای شام، کـربـلای تو یا زین العـابدین            دل بـزم ابـتـلای تـو یا زین الـعـابدین

یک عـمر در فـراق جـوانان هـاشمی            شد خونِ‌دل غـذایِ تو یا زین العابدین


در بین خنده و کف و شادی گریـستند            زنـجـیـرها بـرای تو یا زین العـابـدین

چـشم حـسـین و چـشـم شهیدان کـربلا            گـریـند در عـزای تو یا زین العـابدین

ای کاش پُر شود عوض اشک، چشم ما            از خـون ساق پای تو یا زین العابدین

در حیرتم که از چه به زنجیر بسته شد            دست گـره‌گـشـای تو یا زین العـابدین

ای کـنز مخـفی ازلی! یک نفر نگـفت            ویرانه نیست جای تو یا زین العابدین

آرد صدای گـریۀ ما سـر بر آسـمـان،            از اشک بی‌صدای تو یا زین العابدین

تا حشر، انقـلاب حـسین است سربلند            در پای خـطبه‌های تو یا زین العابدین

خاشاک و سنگ و خنده و دشنام و هلهله            گـردیـد رونـمـای تو یا زین العـابـدین

"میثم" سلام می‌دهد از دور، صبح و شام            بر صحن باصفای تو یا زین العابدین

نقد و بررسی

در منابع معتبر سنگ و چوب و ... پرتاب کردند در شهر شام نیامده است بلکه در کتب أمالی صدوق ج۳۱ ص ۱۶۶؛ الـفتـوح ج۵ ص۱۳۰؛ الاحتجـاج ج ۲ ص ۱۱۴؛ مناقب الطاهرین ج۲ ص ۶۰۱؛ اللهوف ص ۱۵۳؛ مقتل خوارزمی ج ۲ ص ۶۸؛ تَسْلِیَةُ الْمُجالِسْ ج۲ ص ۳۷۹؛ بحارالأنوار ج۴۵ ص ۱۲۷؛ جلاءالعیون ص۶۰۶؛ مقتل امام حسین ص ۲۳۹؛ نفس المهموم ص ۳۹۳؛ منتهي الآمال ص ۵۰۲؛ مقتل مقرّم ص ۳۶۱؛ مقتل جامع ج۲ ص ۱۰۶ تنها نوشته شده شهر را آذین بندی کردند و با رقص و پایکوبی به استقبال سرهای شهدا و کاروان اهل بیت علیهم السلام رفتند و با این ذهنیت که اینان خارجی هستند و بر اسلام خروج کرده‌اند پیرمردی به آنان دشنام هم داد ولیکن وقتی متوجه شد که یزید به مردم دروغ گفته و اسرا همان خواندن پیامبر هستند استغفار کرده و .... لذا بیت زیر حذف شد. جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.



در کوچه‌های شام، فقط سنگ‌های بام            بـودنـد آشـنـای تـو یـا زین الـعـابـدیـن